۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

71-72

71 
همانطور که گفته شد، سلطنت خواهان (Legitimist) و اورلئانیست ها (Orleanist)* دو بخش اصلی حزب اوردر (order) را تشکیل دادند (در 1848) ... این اصول نبودند که دو بخش را از هم مجرا می کردند، بلکه شرایط وجود آنها به عنوان دو گونه با خواص متمایز،  دو گروه مخالف قدیمی بین شهر و کشور و رقابت قدیمی بین سرمایه و زمین را تشکیل می دادند. چه کسی می تواند انکار کند که خاطرات قدیمی، دشمنی های شخصی، ترس ها و امیدها، افتخارها و توهم ها، همدردی ها و عدم تمایلات، اتهامات، ارکان ایمان و اصول، آنها را به یکی از دو خاندان سلطنتی وصل کرده است؟ (و) یک ابرساختار تفاوت و تمایز احساسات، توهمات، گونه های مختلف فکری و نگاه به زندگی را شکل می دهد که بر پایه اشکال مختلف دارایی، شرایط اجتماعی بنا می شود. همه اینها توسط طبقه و از بنیان های مادی و و روابط اجتماعی متناظر بوجود می آید و شکل می گیرد. فردی که این احساسات و ... را از طریق سنت و تربیت خانوادگی به همراه داردممکن است تصور کند که آنها مقدرات حقیقی و نقطه شروع فعالیت اوست. دو بخش اورلئانیست ها و سلطنت طلب ها هر یک تلاش می کند تا مشخص کنند که خود و رقیبشان بر اساس وابستگیشان به دو خانواده سلطنتی از هم مجزا شده اند، ولی در واقع بعدها ثابت می شود که تفاوت بین منافعشان است که مانع یکی شدن دو خاندان سلطنتی می گردد. تمایزی که در زندگی خصوصی بین گفتار و پندار فرد درباره خویش و وجود واقعی او آنچه او در واقعیت انجام می دهد دیده می شود. در کنشهای تاریخی یک طرف باید تمایز شدیدتری بین گذاره ها و فانتزی ها (تخیلات) احزاب و
72
سازمان واقعی آنها و علایقی حقیقیشان، بین تصورشان درباره خود و آنچه در واقع هستند ایجاد کند. اورلئانیست ها و سلطنت طلبان   خود را دوشادوش یکدیگر و و در جمهوری با ادعاهای برابر یافته اند. هر طرف می خواهد استقرا مجدد خاندان سلطنتی مطبوع خود را علیه دیگری تصمین کند و این معنایی ندارد جز اینکه هر یک از دو گرایش اصلی که بورژواها را مجزا می کند ( سرمایه و زمین) تلاش می کند که برتری و فرمانبرداری گرایش دیگر را بازسازی کند. از آن رو به دو گرایش بورژوازی ارجاع می دهیم که دارایی های ارضی بزرگ علی رقم نظام فئودالی و غرور نژادی درواقع کاملا با توسعه جامعه مدرن bourgeoisified شده اند. طرفداران حزب محافظه کار در انگلیس (Tories) هم.اره تصور می کردند که علاقه مند به رژیم سلطنتی، کلیسا، و زیبایی ها نظام قدیم انگلیس هستند، تا آنکه روز خطر آنها را مجبور به اعتراف کرد که آنها فقط مشتاق ground rent بوده اند.

خرده بورژواها و کارگران ائتلاف و اتحادیه خود را تشکیل دادند که در برابر ائتلاف بورژوزی، حزب سوسیال دموکرات نامیده شد.خرده بورژوازی خود را بسیار خارج از روزهای ژوئن** دیدند. منافع مادی آنها در خطر بود. ضد انقلاب شروع به سوال درباره ضمانت های دموکراتیکی کردند که قرار بود غلبه منافعشان را تضمین کنند. بنابراین آنها به کارگران نزدیک تر شدند. ...

ولی نباید تنها نگاه به خرده بورژوازی را به تلاش مشخصشان برای برقراری گرایش های طبقاتی خودخواهانه شان محدود کرد. و درواقع شرایط خاص آزادی تنها شرایط عمومی درون جامعه مدرن است که می تواند از کنش های طبقاتی مبرا باشد. از سوی دیگر نباید تصور کرد که نمایندگان دموکراتیک آنها و حامیان علاقه مند به آنها همگی از مغازه داران هستند و در واقع ممکن است از نظر تحصیلات و وضعیت شخصی کاملا مجزا از آنها باشند. آنچه آنها را نماینده خرده بورژوازی می کند این واقعیت است که ذهنشان توسط همان موانعی محدود شده است که خرده بورژوا ها در غلبه بر آنها در زندگی واقعی شکست خورده اند و بنابراین از لحاظ تئوری به همان مشکلات و راه حل هایی برخورده اند که منفعت مادی و وضعیت اجتماعی در عمل با آن روبرو می شود. 



*Orleanist (a supporter of the Orleans branch of the Bourbons that was descended from a younger brother of Louis XIV) 
** The June Days Uprising (French: les journées de Juin) was a revolution staged by the citizens of France, whose only source of income was the National Workshops, from 23 June to 26 June 1848.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر