۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

73-74

کارل مارکس و فردریش انگلس:
ایدئولوژی آلمانی

تولید ایده، مصرف، و اگاهی در ابتدا با فعالیت ها و مبادلت مادی انسان و زبال زندگی واقعی در هم تنیده بوده است. تصور کردن، فکر کردن، و تبادلات ذهنی انسان ظاهرا در این مرحله نشئت گرفته از رفتار مادی آنها بوده است. همین امر در مورد تولیدات ذهنیکه در زبال سیاست، حقوق، اخلاق، مذهب، و متافیزیک مردم اظهار می شود صدق می کند.انسان ها تولیدکنندگان مواد مصرفی و ایده هایشان و ... هستند. انسان های فعال و حقیقی، همانطور که مشروط به توسعه تعریف شده و مشخص نیروها و تبادلات تولیدیشان در جواب به آنها هستند. آگاهی هرگز نمی تواند چیزی جز وجود آگاهانه باشد، و وجود انسان فرایدن زندگی واقعی آنها است. اگر در همه ایدئولوژی ها انسان ها و پیامدهایشان همانند تاریکخانه عکاسی به صورت معکوس ظاهر می شود، این پدیده به همان میزان از فرایند تاریخی زندگی نشئت می گیرد که وارگونی اجسام در شبکیه (retina) از فرایند فیزیکی زندگی آنها.

در تصاد مستقیم با فلسفه آلمانی که از بهشت به زمین هبوط می کند، ما در اینجا از زمین به بهشت معراج می کنیم. لازم است ذکر شود که ما از گفته ها، تصورات، تخیلات انسان ها و حتا از طریقی که انسان شرح ، فکر ، تصور، و تخیل شده اند شروع نمی کنیم تا به انسان ها در جسمانیت و حیوانیتشان برسیم. (بلکه) ما از انسان های فعال و حقیقی و برپایه فرایند زندگی حقیقیشان شروع می کنیم، و به نمایش واکنس های مبتنی بر ایدئولوژی و پژواک های فرایند زندگیشان می پردازیم. شبح شکل گرفته در مغز انسان ها نیز لزوما نشئت گرفته از فرایند مادی زندگی آنها است که از نظر تجربی قابل تائید و مبتنی بر فرضیه های مادی است. اخلاق، مذهب، متافیزیک، و تمامی سایر بخش های
74
ایدئولوژی و اشکال متناظر آگاهی شان، بیش از این استقلال ظاهریشان را حفظ نمی کنند. آنها واجد تاریخ و پیشرفتی، جدا از انسان نمی باشند، بنابراین پیشرف و توسعه تولیدات و تبادلات مادی با تحول وجود حقیقیشان، نحوه تفکرشان، و تولیدات ذهنیشان تغییر می کند. زندگی توسط آگاهی شکل نمی گیرد بلکه بر عکس آگاهی توسط زندگی مشخص می شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر