طبقه ای که واجد ابزار تولید است به طور همزمان کنترل بر روی ابزارهای تولید ذهنی را نیز دارا است، از این رو نظرات افرادی که فاقد ابزار تولید ذهنی هستند متاثر از آن می باشند. نظرهای حاکم چیزی بیش از بیان ایده آلی روابط مادی قالب نیست، روابط مادی قالبی که به عنوان نظر فهمیده می شود و همان روبطی که یک طبقه را طبقه حاکم می کند. افراد نیروهای اجتماعی طبقه حاکم را از میان آگاهی و تفکر سایرین تشکیل می دهند. تا جایی که آنها به عنوان یک کلاس حکمرانی می کنند و گستره یک دوره تاریخی را مشخص می کنند، بدیهی است که این امر را در کل بازه اش انجام می دهند و در میان سایر امور به عنوان متفکر، تولیدکننده ایده ها، قانونگذار تولیدات، و توزیع کننده ایده ها در عصر خود حکمرانی می کنند. بنابراین نظر آنها نظر حاکم عصر خود است. برای مثال، در عصری و در کشوری قدرت پادشاه، حکومت اشرافی، و بورژوازی در رقابط برای سلطه بر دیگری است و در جایی دیگر سلطه و حاکمیت به اشتراک گذاشته شده است، و دکترین تفکیک قوا به عنوان نظر قالب و قانون همیشگی مطرح می شود. ...
برای هر طبقه جدید که خود را در موقعیت طبقه حاکم قبلی قرار می دهد، تنها به خاطر عملی کردن هدفش، مجبور می شود که منافعش را که منافع مشترک تمام
75
اعضای جامعه است نمایندگی کند و یا به عبارت آرمانی: باید نظراتش را شکل عمومی و جامع دهد، و آنها را به عنوان تنها نظرات معتبر، جامع و منطقی نمایندگی کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر