تنها اکنون، پس از در نظر گرفتن چهار زمان(moment)، چهار جنبه روابط اصلی تاریخی، به آن پی برده ایم که آگاهی تنها به صورت ذاتی و خالص نیست و انسان آن را نیز تحلیل و گسترش می دهد. از آغاز روح مبتلا به گرفتاری متحمل شدن مسائلی می شود که در اینجا به صورت لایه های آشفته ای از هوا و صداها و یا به صورت اختصار زبان ظاهر می شود. زبان قدمتی برابر آگاهی دارد، زبان آگاهی عملکردی است که در همه انسان ها موجود است و تنها به همین دلیل در من نیز موجود است. زبان، همچون آگاهی، تنها از روی نیاز و ضرورت مبادله با سایر انسان ها بوجود می آید ... آگاهی در آغاز آگاهی مرتبط با نیازهای جسمانی اولیه و آگاهی مرتبط با ارتباط محدود با سایر افراد و اشیا خارج از شخص بوده و به صورت خوآگاهی شکل گرفته است. و به طور همزمان آگاهی از طبیعت اولین بار به صورت نیرو کاملا بیگانه، قدرتمند و حمله ناپذیر بر انسان ظاهر شد، که رابطه انسان ها با آن کاملا حیوانی بوده و همچون جانوان مخوف آن می شود ... از سوی دیگر، آگاهی انسان از ضرورت وابستگی به سایر افراد اطرافش، آغاز آگاهی فرد از زندگی در جامعه است. این آغاز در این مرحله به اندازه زندگی اجتماعی ابتدایی و حیوانی (animal) است و تنها آگاهی جمعی است و در این مرحله تنها نقطه تمایزانسان با گوسفند این حقیقت است که آگاهی به صورت غریزی در انسان شکل می گیرد و غریزه او نوعی آگاهی است. این غریزه شبیه گوسفند و یا قبله ای از طریق افزایش کارایی، افزایش نیازها، و آنچه برای هر دوی آنها اساسی است، افزایش جمعیت گسترش می یابد. که با تقسیم کار همراه می شود که در ابتدا چیزی نبود جز تقسیم کار بر اساس جنسیت، و سپس تقسیم
75
کاری که به صورت طبیعی و خود به خودی خاصیت ذاتی (همچون توانایی فیزیکی)، نیازها، اتفاقی و غیره گسترش می یابد. تقسیم کار تنها زمانی به طور کامل شکل می گیرد که تقسیم کار ذهنی و مادی بوجود می آید. (که با اولین شکل ایدئولوژی، کشیشها، همزمان است.) از این زمان اگاهی های بعدی می توانند خود را نه فقط به صورت آگاهی کاربردی معرفی کنند، بر این اساس آنها می توانند واقعا چیزی را نمایندگی کنند بدون نیاز به اینکه آن چیز واقعی باشد (اینکه چیز واقعی را نمایندگی کنند). از این زمان آگاهی در موقعیتی قرار می گیرد که خود را از قیدهای جهان رها می کنید و الهیات، فلسفه، اخلاق و غیره را شکل می دهد که در تناقض با روابط موجود قرار می گیرد که می تواند تنها به این دلیل اتفاق بیفتد که که روابط اجتماعی موجود در نتاقض با نیروهای موجود تولید قرار گرفته اند.
75
کاری که به صورت طبیعی و خود به خودی خاصیت ذاتی (همچون توانایی فیزیکی)، نیازها، اتفاقی و غیره گسترش می یابد. تقسیم کار تنها زمانی به طور کامل شکل می گیرد که تقسیم کار ذهنی و مادی بوجود می آید. (که با اولین شکل ایدئولوژی، کشیشها، همزمان است.) از این زمان اگاهی های بعدی می توانند خود را نه فقط به صورت آگاهی کاربردی معرفی کنند، بر این اساس آنها می توانند واقعا چیزی را نمایندگی کنند بدون نیاز به اینکه آن چیز واقعی باشد (اینکه چیز واقعی را نمایندگی کنند). از این زمان آگاهی در موقعیتی قرار می گیرد که خود را از قیدهای جهان رها می کنید و الهیات، فلسفه، اخلاق و غیره را شکل می دهد که در تناقض با روابط موجود قرار می گیرد که می تواند تنها به این دلیل اتفاق بیفتد که که روابط اجتماعی موجود در نتاقض با نیروهای موجود تولید قرار گرفته اند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر